کتاب، تو، پول

خرید بک لینک

کتاب، نوشتن، دیدن، فکر کردن، سر خم کردن جلوی این و آن برای روزی در کنار درس سپری کردن، پول و کار و .... از این قبیل چیزهای دم دستی، این روزها شده اند زندگی. دم دستی که می گویم نه که راحت باشند، نه! سطحی هم که نمی شود گفت! یکجور روزمرگی شاید پشت واژه اش پنهان است. ولی لذت دارد...این روزها کتاب چه لذتی دارد برایم...والبته تو که لذت ابدی من شدی. گویا کتاب که باشد و تو، همه چیز هست. البته که پول را نمیشود از تو و کتاب حذف کردم. این 1+2 است که معنایم می دهد. و چه ترسی دارد این. ترسی که این روزها فکرم را می خورد و مالیخولیایی ام کرده است.

دارم مرتب خود را وادار می کنم به فکر کردن. این روزها قطعا به این نتیجه رسیده ام که حتی فکر هم با پول گره می خورد. پول که هست چقدر فکر آزادنه تر سفر میکند و می چرخد و می فهمد. پول که نباشد راه گریزی نیست. لعنت به این وابستگی همیشگی. لعنت به فکر که می فهمد این وابستگی چقدر خطرناک است.

جریان پنهان...

ما را در سایت جریان پنهان دنبال می‌کنید

برچسب: کتاب پول تو جیبی, نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:52

صفحه بندی