روزهای خوبی داریم. خوب که واژه کوچکی است. روزهایی پر از رایحه زندگی داریم. ثمره عشق من و بابایی حالا در من و از جنس خود ما، می تپد و من و بابایی هر شب با تو و خیالت چه رویاهایی که نمی بافیم.
عزیزکم زندگی را برایمان رنگ دیگری کردی. کاش ما هم بتوانیم زندگیت را رنگ زیبا بزنیم. تو این روزها تمام فکر و خیال و حرف و وجود ما شده ای. و بی صبرانه انتظار آمدنت را شماره می کنیم. بیا که آغوش خوشبختی ما به روی تو باز باز است. بیا و همه خوشبختی هایمان را کامل کن.
پ.ن: هنوز اسم نداری نفسم. اما برای من نفسی
پ.ن: فردا قرار است برای غربال دوم برویم رستاک. دلم برایت عجیب تنگ شده و لحظه شماری میکنم تا ببینمت.
12اسفند97
جریان پنهان...ما را در سایت جریان پنهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111