چه حس خوبی دادید به من و بابایی
موقع انتقال قلبم داشت از جا در می اومد ولی همین که اومدید توی بدنم آرامش عجیبی همه وجودم رو پر کرد. ممنون که کنارم هستید
با آرامش و مراقبت های خاص برگشتیم خونه
مامان جون حسابی ما رو شرمنده کرده بود و چلو گوشت مشتی برامون درست کرده بود.
بابایی عصر با دسته گل برگشت و قدمتون رو برام مبارک تر کرد
خلاصه همه چیز عالی داره پیش میره
مث مامان و باباتون بجنگید و مبارزه کنید و برامون بمونید که جاتون پیش ما خیلی خالیه
22آبان97
جریان پنهان...ما را در سایت جریان پنهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112