حسادت

خرید بک لینک
حسادت، این واژه غریب

تمام دیشب روی دیواره بیرونی مغزم رژه می رفت و نگذاشت که کمی خواب به چشمانم جاری شود

انگ حسادت

وای که چقدر حسادت در من ریشه نداشته و ندارد و چقدر بیزارم از این ریشه

نمیدانم انتقاد پذیر نیستم یا آنچه پذیرا نیستم ، انتقادِ انگی است که هرگز در من جایی نداشته است

حسادت!

آه که تمام زندگی ام را تلاش کرده ام برای بهتر بودن...برای رشد کردن...برای کمال...برای دور ریختن هر چه زشتی و بدی در وجود انسان است، برای انسانیت

این همه می نویسم...این همه می خوانم...که امروز کسی انگ حسادت بر من زند!؟

تمام دیشب ...تا ته افکارم را بیرون ریختم...تا ته نیاتم را گشتم...با خودم صداقت را نشاندم سر یک میز

که نکند غافل مانده ام و رفتاری نا آگاهانه از من تعبیر به حسادت شده است!

چیزی نیافتم

و شاید خود خواهی باشد

که مدام در می ییابم آنکه بی انصافانه انگ حسادت می زند خود چقدر حسود بوده است!

شاید این نشان از ضعف من دارد...که یک انتقاد اینقدر مرا به هم ریخته است

نیاز به کمی فکر دارم

نیاز به کمی آرامش دارم

نیاز به کسی شاید برای کمک

جریان پنهان...

ما را در سایت جریان پنهان دنبال می‌کنید

برچسب: حسادت,حسادت زنانه,حسادت در قرآن,حسادت چیست,حسادت دکتر هلاکویی,حسادت شعر,حسادت عاشقانه,حسادت مردان,حسادت مادر به دختر,حسادت زنان به یکدیگر, نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 20:06

صفحه بندی