دستم را بگیر
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 4:54
عزیزکم دیگر حتی کسی به درد و دل هایم گوش نمیکند و تو مانده ای برایم و بس تصمیم دارم از همین هفته پیش رو درمان را جدی شروع کنم درمان دردی که مشخص نیست! خودت بیا و دستم را بگیر دیگر تنها امیدم تویی 26 مهر 96
مشکل
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 4:54
عزیزکم مشکل را چه خوب برایم پیدا کردی نازنینم غمگینم و نا امید خسته و دلتنگ و این روزها با این همه دست از تلاش بر نداشته ام هنوز برای داشتنت تلاش می کنم و در اوج نا امیدی خود را به خیالی میزنم و امید می تراشم خودت را از ما دریغ نکن که سخت در طلب تو آواره ایم بیا و این کابوس را پایان بده! 9 آبان 96
ده ماه
-
تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 9:36
[unable to retrieve full-text content]دلم گرفته است ده ماه از انتظام می گذرد و من همچنان منتظرم! و نا امید و غمگین 4 شهریور 96
امید
-
تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 9:36
[unable to retrieve full-text content]پر از امیدم پر از امیدیم فقط چند روز باقیه تا امیدواریه ابدی و نا امیدی موقتی! خدایا امیدمون رو نا امید نکن 20 شهریور 96
برزخ
-
تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 9:36
[unable to retrieve full-text content]فقط دلم گریه می خواهد هنوز در برزخم خدایا راه نجاتم را نشان بده! 25شهریور96
دلم گرفته است
-
تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 9:36
دلم گرفته است زیادی گرفته استاز ماه ها متنفرم و از انتظاری بس سخت که یقه زندگیم را گرفته است بیزارم! آه کی تمام میشود همه این انتظارها! 3مهر96
من تنها
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
[unable to retrieve full-text content]دلم زود به زود می گیرد و زود رنج شده ام درست مثل دختر بچه های 14 ساله لوس میشوم اشک در چشمانم حلقه می زند xa0و زود خوب میشوم! 20فروردین96
من...تو...او(7)
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
صبح ها از خانه تا اداره تمام مدت، سر کارموقع غذا خوردن به وقت تعریف خاطراتِ این همکار کنار دستی ام عصر از اداره تا خانه هنگام چرت نیم روزی ام شب پای تلویزیون و میز شام و دوباره صبح، هنوز پلک باز نکرده... لحظه ای از فکرم جدا نمی شوی! چرا اینطور شده ام!؟ 3اردیبهشت96
خدا
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
[unable to retrieve full-text content]تحملم داره تموم میشه فقط خدا باید به من رحم کنه خدایا رحم می کنی؟ 24اردیبهشت96
هشت روز
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
غصه دارم دلم گریه با صدای بلند بلند می خواهددلم گرفته است و گویی عذاب تمام عالم بر سرم خراب شده است امید بیش از اندازه هم با تحملم سازگار نیست چطور باید 8 روز دیگر صبر کنم! xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
صبر
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
دلم می خواهد با کسی حرف بزنم و بگویم که چقدر این روزها کم آورده امحسودی میکنم خودم را مدام پیش خودم تحقیر میکنم از نگاها و سوالها بدم می آید دلم می خواهد برای کسی گریه کنم اما هنوز دارم صبر میکنم لعنت به این روزها که خسته ام کرده اند! کاش بگذرند کاش خبر خوبی در پیش باشد کاش همه چیز تا یکی دو روز دیگ...
7ماه
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
7 ماه شدو من 7 ماه فقط به یک چیز فکر میکنم و 7 ماه همه چیز دیگر متوقف شده است امروز خسته ام و دلگیر کمی زودرنج و حسود عصبی و غمگین و اینها همه حاصل آن 7 ماه و این ماه های انتظار پیش روست! خدایا برایم بخواه... 28 خرداد 96
ماه هشتم
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
وارد ماه هشتم شدم غمگیننا امید پر از حسرت! چقدر دلم گرفته است از تمام کسانی که موقع دردشان همدرد بودم و همین که دردشان تمام شد همه چیز را از یاد بردند...از یادشان رفت که خودشان هم در این انتظار می سوختند و با این فراموشی شعله های آتش مرا دامن زدند! چقدر دلم گرفته است از کسی که به شوخی نالایقم خواند،
همچنان در هشت!
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
ستاره ها نهفته انددر آسمان آبی دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من از چهارشنبه گذشته که پیش د.ن رفتم امیدوار شده ام وای که چه روزهای سختی را می گذرانم خدایا رهایم کن! 17 تیر 96
شش روز
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
دوباره روز شمار زجر آور من شروع شده است چند موی سفید به سرم اضافه شده استو فکرم عجیب درد میکند خدایا انتظارم را به همین شش روز ختم کن که دیگر بریده ام! آمین 26 تیر 96
زمان
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:49
خیلی خسته و کم تحمل شده ام! توانم کم شده استزود رنج و عصبانی زندگی از دستم خارج شده است نه می توان محبت کنم و نه ذره ای حوصله محبتش را دارم موهای سفیدم بیشتر شده اند سکوتم عمیق تر شده است دیگر خیلی غمگینم و این غم همه زندگی مرا در خود فرو برده است! گویا بعد از خدا، فقط زمان است که می تواند همه چیز ر...
من...تو...او (1)
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 0:24
هنوز چیزی در من شکل نگرفته است و قرار هم نیست شکل بگیرد اما درب آزمایشگاه که رسیدم به تو فکر میکردم... به تو که اگر به وجودم اضافه شوی چه خواهد شد! به خودم که چگونه شوم تا تو تمامِ من باشی که تو کامل باشی هنوز نیستی اما چقدر این روزها به من انرژی می دهی حضور نداری و اینهمه در رگ و خون و فکر و احساسم...
ماشین
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 13:25
تو را که خوشحال کرده، این آهن بی ارزشِ پر مصرفِ طاقت فرسا...گویی من انرژی گرفته ام! گاهی حسودی ام را بر می انگیزانی که چقدر خوب می توانی از لحظه های خوب زندگیت خوشحال شوی اما من خوشحال نیستم دقیقا همان زمانها که نتیجه کلی تلاش و سختیمان را می بینیم من باز هم خوشحال نیستم کاش میدانستم چه چیز است در م...
حسادت
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 20:06
حسادت، این واژه غریب تمام دیشب روی دیواره بیرونی مغزم رژه می رفت و نگذاشت که کمی خواب به چشمانم جاری شود انگ حسادت وای که چقدر حسادت در من ریشه نداشته و ندارد و چقدر بیزارم از این ریشه نمیدانم انتقاد پذیر نیستم یا آنچه پذیرا نیستم ، انتقادِ انگی است که هرگز در من جایی نداشته است حسادت! آه که تمام زن...
کلافه
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 1:52
کلافه و گیجم بغض دارد گلویم همه چیز غیر قابل تحمل شده است گشت ارشاد کنار خیابان که دختر و پسری که شبیه الگوهای تعریف شده یا بهتر است بگویم تحریف شده آنها نیستند را بی شعور خطاب می کند به یک طرف دانشگاه و درسهای تلنبار شده طرف دیگرxa0 و کجا بنشانم لوله های ترکیده و خانه خاکی و دیوار فروریخته قبل از ن...