
امروز از صبح که بیدار شدم عصبی هستمافکار منفی این یکشنبه های کذایی در سرم عجیب مانور می دهند.هی با خودم کلنجار میرم و توجیحشان میکنماما هر یکشنبه که می گذرد من تا یکشنبه دیگر باید مدام خودم را آرام کنمخوب فهمیدم که ادای روشنفکرها را در می آوردم. من پای عمل که رسید هیچ در چنته ندارم!همانقدر حساس و حسود و پر از افکار منفی که زن های ضعیف و بی اعتماد به نفس!نمیدانم از کی اینقدر ضعیف شده ام13 اسفند97...
ادامه مطلب
کلافه و گیجم بغض دارد گلویم همه چیز غیر قابل تحمل شده است گشت ارشاد کنار خیابان که دختر و پسری که شبیه الگوهای تعریف شده یا بهتر است بگویم تحریف شده آنها نیستند را بی شعور خطاب می کند به یک طرف دانشگاه و درسهای تلنبار شده طرف دیگرxa0 و کجا بنشانم لوله های ترکیده و خانه خاکی و دیوار فروریخته قبل از نوروز و خرید عید و وای که سرم می ترکد از این روزها اما شاید همه اینها نشانه خوبی باشد. نشانه حضور من. نشانه بودنم حتی اکنون که در ایستگاه تاکسی انتظار می کشم و دختری که کنارم از دیکتاتوری شرایط کاریش م...
ادامه مطلب