نمی دانم دست خودم نیست ولی متنفر می شوم از آدمهایی که زیر باران چتر به دست می گیرند همانقدر که از مردک علاف خیابانیِ وحشتناک دیروزی متنفرم این همکار میز بغلیم که چترش را به دیوار تکیه داده تا خشک شود را نمی توانم ندید بگیرم ...